چشمهای شما که پنج فصل سال را بدون کم و کاست بهار میبینند با شکوفههایی که در استقبال فردا لب بسته ماندهاند.
چشمهای شما که جز به استقبال خورشید نرفته و جز به پای فردا ندویده است.
دارم به چشمهای شما فکر میکنم که دنیا را ورق میزنند، آسمان را ورق میزنند تا در پای فردا بریزند. در پای خورشیدی که میگویند در راه است و ما هزار شب را به امید آن تا قربانگاه همراهی کردهایم.
این چشمها جز در زلالی ندویدهاند و جز برای دلشان که دریایی است نگریستهاند.
این چشمها که میخندند به فردایی امیدوارند که حتما آفتابی است.
به دستهای کوچکتان که میرسم واژه کم میآورم، شعر به سکوت میرسد، نثر به زانو درمیآید، چرا که این دستها در پی به آغوشکشیدن آسمان تا خدا قد کشیدهاند. این دستها که تا نیایش رفته و آمدهاند هزار رکعت دعای نخوانده دارند.
من به این دستها که میرسم، به این چشمها که فکر میکنم، به خورشیدی که در این سینهها میتپد که میاندیشم. یقین پیدا میکنم که فردا پنج فصل بهاری دارد.
کلمات کلیدی:
خصوصیات گربهسانان این است که پوست بدنشان راهراه است یا لکهای تیره در زمینهای روشنتر دارند. خصوصیت دیگر آنها داشتن پوزه کوتاه و دندانهایی است که برای بریدن و پارهکردن از آن استفاده میکند. گربه، منزوی و خودخواه است و انواع غذاهای گوشتی را دوست دارد.
گربه سه تا پنج بچه به دنیا میآورد و ابتدا به آنها شیر میدهد تا بزرگ شوند و بتوانند روی پایشان بایستند.
گربهها معمولا عاشق راهرفتن در تاریکی هستند.
بچهها میدانید چرا وقتی به گربهها در شب نگاه میکنید، چشم آنها برق میزند؟ علت برقزدن چشم گربهها در شب وجود پوششی به نام پرده درخشان در چشم آنهاست که به بهتردیدن آنها در نور کم کمک میکند.
گربهها انواع مختلف و رنگهای گوناگونی دارند و انواع غذاهای گوشتی را میتوانند بخورند، چون دندانهایی قوی دارند.
بچههای خوبم حالا به این تصویر نگاه کنید و طبق جدول آموزش تمرین کنید و بعد یک گربه زیبا را نقاشی و رنگآمیزی کنید و برای ما بفرستید.
کلمات کلیدی:
ابتدا یک بادکنک دراز از مغازه اسباببازیفروشی بخرید و پس از بادکردن به دقت آن را گره بزنید و از همان قسمت، حبابسازی را شروع کنید. هنگام پیچاندن بادکنک نگران ترکیدن آن نباشید، اما برای جلوگیری از آن هر دو طرف بادکنک را در دست نگه دارید. 18 سانتیمتر از یک بادکنک را باد کنید، سپس آن را گره بزنید. یک حباب 9 تا 12 سانتیمتر ( به اندازه سه یا چهارانگشت) درست کنید، دو یا سه بار آن را بپیچانید. حتما باید با هر دو دست بادکنک را نگه دارید وگرنه حباب باز خواهد شد. دو یا سه بار آن را بپیچانید، نگران نباشید، چون هوای اضافی موجود در انتهای بادکنک مانع ترکیدن آن میشود. درحالی که حباب قبلی را نگه میدارید، حبابی به اندازه قبلی بسازید، این به عنوان گوش موش خواهد بود. باز هم حبابی به اندازه قبلی بسازید، این گوش دیگر موش شماست. قسمت A را به B وصل کنید و دو یا چهار بار آن را بپیچانید.
اگر بادکنک شما شبیه به این شکل باشد، کارتان را درست انجام دادهاید و جای نگرانی نیست. به آرامی با یک دست موشتان را بردارید و با دست دیگر دم آن را به سمت پایین بکشید، موش شما به هوا خواهد رفت.
کلمات کلیدی:
آلبرت اینشتین چهاردهم مارس 1879 در شهر «اولم» آلمان متولد شد. اما یک سال بعد از تولد او خانواده وی عازم مونیخ شدند. در پنج سالگی او را به مدرسه کاتولیکها فرستادند. در آن مدرسه شیوهای قدیمی رایج و آموزش در آن از طریق تکرار بود. همهچیز با نظمی خشک تحمیل میشد و هیچ اشتباهی بیتنبیه نمیماند. اما آلبرت شدیدا طبق تعالیم کاتولیک تحصیل میکرد و حتی در مواردی در دروسی که به شرعیات و قوانین مذهبی کاتولیک بستگی داشت، چنان قوی شد که میتوانست در هر مورد که همشاگردیهایش قادر نبودند به سوالهای معلم جواب دهند، به آنها کمک کند.پدر آلبرت، هرمان اینشتین، کارخانه کوچکی برای تولید محصولات الکتروشیمیایی داشت و با کمک برادرش که مدیر فنی کارخانه بود، از آن بهرهبرداری میکرد. مادرش اهل هنر و صاحب احساسات هنرمندانهای بود و به موسیقی نیز علاقه داشت.
آلبرت دیر به حرفزدن افتاد، حتی پدر و مادرش وحشتزده شدند که مبادا فرزندشان گنگ و غیرعادی باشد، اما بالاخره شروع به حرفزدن کرد، ولی اغلب ساکت و خاموش بود و خیلی اهل بازی هم نبود. نوجوانی اینشتین پر بود از گزارشهای مدرسه در مورد بیعلاقگی او به تحصیل، کندذهنی، غیرمعاشرتی و گوشهگیر بودن. در مدرسه به او لقب «بابای کندذهنی» داده بودند.
بیشتر کسانی که درباره تنفر اینشتین از مدرسه، معلم و تحصیل نوشتهاند، به نوع مدرسه، شیوه تدریس معلم و مطالبی که این دانشآموز باید فرا میگرفت، کمتر اشاره کردهاند. بازخوانی یک واقعه مهم در زندگی اینشتین ما را با مدرسه محل تحصیل او آشناتر میکند:
روزی آلبرت مریض بود و در خانه استراحت میکرد. پدرش به او قطبنمای کوچکی داد تا سرگرم باشد. اینشتین شیفته قطبنما شد. او قطبنما را به هر طرف که میچرخاند، عقربه جهت شمال را نشان میداد. آلبرت کوچولو به جای این که مثل سایر بچهها آن را بشکند یا خراب کند، ساعتها و روزها و هفتهها و ماهها به نیروی اسرارآمیزی فکر میکرد که باعث حرکت عقربه قطبنما میشود. عموی آلبرت به او گفت در فضا نیروی نادیدنی (مغناطیس) وجود دارد که عقربه را جابهجا میکند. این کشف تأثیر عمیق و ماندگاری بر او گذاشت.
در آن زمان، این پرسش برای آلبرت مطرح شد که چرا در مدرسه، چیز جالب و هیجانانگیزی مثل قطبنما به دانشآموزان نشان نمیدهند؟! از آن به بعد تصمیم گرفت خودش چیزها را بررسی کند و به مطالعه آزاد مشغول شود.
کلمات کلیدی:
در جستجوی همزاد زمین
![]() کپلر 10ـ ب
این سیاره، سیارهای سنگی است که تنها 4/1 برابر زمین جرم دارد. این سیاره در منطقه مناسب حیات قرار نگرفته است. در واقع آنقدر به خورشیدش نزدیک است که شانسی برای شکلگیری حیات روی آن نمیتوان تصور کرد. دمای سطحی این سیاره به حدود 1400 درجه سانتیگراد میرسد؛ دمایی که در آن آهن و سیلیکاتها تبخیر میشوند و سطح سیاره را ترک کرده و چون دنبالهای در امتداد این سیاره در فضا کشیده میشود. اگر این سیاره را به منظومه شمسی خودمان بیاورید، نسبت به عطارد، بیش از 20 برابر نزدیکتر به خورشید قرار خواهد گرفت. این سیاره چگال، که چگالی آن در حدود 8/8 گرم بر سانتیمتر مکعب است هر 84/0 شبانه روز یک بار ستاره مادرش را دور میزند. منظومه کپلر ـ 11
2 سیاره در یک مدار
تاتویین راه شیری
سیارهای که جلوی چشمان ما بخار میشود
این سیاره به قدری به ستاره مادر خود نزدیک است که هر 15 ساعت یک بار آن را دور میزند (زمین ما هر 365 روز یک بار مدارش را طی میکند). دمای این سیاره در حدود 2000 درجه سانتیگراد تخمین زده میشود و به این ترتیب تمام سطح آن در حال تبخیر شدن است و به صورت غبار راهی فضا میشود. کپلر ـ22 ب
سیاره سیاه
منظومه کپلر ـ 35
سیاره کپلر ـ 35 ب، سیارهای در ابعاد زحل است که به دور دو ستاره خورشیدمانند میگردد. ستاره بزرگتر کاملا مشابه خورشید ماست، اما شعاع همدم کوچکتر آن حدود 79 درصد شعاع خورشید است. این دو ستاره هر 21 روز یک بار به دور هم میگردند و سیاره این منظومه هر 131 روز یک بار آنها را دور میزند. به نظر میرسد دنیاهایی با چند خورشید، پدیدهای رایج در جهان شگفتانگیز ما باشد.
کپلر 20 ای و 20 اف
|
کلمات کلیدی: