سفارش تبلیغ
صبا ویژن
چون خواستید از دانش بهره ببرید، بدان عمل کنید و در معانی آن بسیار بیندیشید، تا دلها آن را در برگیرد . [امام علی علیه السلام]
در بخش‌هایی از این سلسله نوشتارها، به موضوع ذهن اشاره رفته است که با عنوان «ذهن‌های شعله‌ور» و «کاه و موج» و اخیراً در فغان ز جغد ذهن! » قابل ملاحظه و مطالعه و بررسی است. شاید‌ برآیند مجموع آن چند مقاله، این باشد که ذهن در عصر جدید، با ذهن در عصر گذشته تفاوت یافته است. تأکید بر آشفتگی‌ها و دست‌کم بی‌قراری های ذهن، برخاسته از دیدگاه نویسنده نیست بلکه واقعیتی است که شواهد زیادی آن را تأیید می‌کند.
اضطراب های گوناگون و افزایش تردیدها و سردرگمی‌ها و غیرقابل پیش‌بینی شدن رفتارها، نشان‌دهندة این موضوع می‌تواند باشد که ذهن؛ یعنی ذهن جدید، به گونه‌ای دیگر است. نمی‌توان آن را با آنچه تعریف کلاسیک ذهن محسوب می‌شود، مطابق دانست و یکی گرفت.
در یک کلام، ذهن‌ها دگرگون شده‌اند. آنچه در جهان امروز بر ذهن می‌گذرد، از اساس با آنچه پیش از آن بر ذهن می‌گذشت قابل مقایسه نیست. آنچه در گذشته اذهان را به خود معطوف می‌کرد، امروز فاقد این توان است و چیزهایی که پیش از این ذهن را سرشار از لذت و آرامش می‌کرد، امروزه این نقش‌ها را به گونه‌ای ضعیف ایفا می‌کند. در مقابل، بر تعداد و گونه مسائلی که ذهن‌ها را آشفته و متلاطم می‌کنند، افزوده شده است. شاید شمار چیزهایی که ذهن را از آرامش جدا می‌کنند و در دامن تلاطم رها می‌کنند، بی‌شمار باشد یعنی شاید نتوان از عهدة شمارش آنچه که تمرکز را از ذهن‌ها می‌گیرد، برآمد. بی‌جهت نیست که در موارد بسیار اندکی با تمرکز روبرو می‌شویم هم در خودمان، هم در دیگران. تمرکز فراگیر تقریباً وجود ندارد و تمرکزهایی هم که وجود دارد، یک بعدی است به این معنی که اشخاص 10 چیز را رها می‌کنند و یک چیز را می‌گیرند. به عنوان مثال، ملاحظات در زمینه‌های بسیاری رها می‌شود و دقت نظر در زمینه‌های فی‌المثل کاری یا سودآور، شدت پیدا می‌کند. درست است که در این نمونه‌ها و نمونه‌هایی از این دست، شاهد تمرکزهایی هستیم ولی این تمرکز به قیمت چندین آشفتگی به دست آمده است و حاصل رها کردن مسائلی دیگر است و از شما چه پنهان که تمرکز نام گذاشتن بر جدیت‌هایی از این نوع، مجازی و تسامحی است.
کوتاه سخن اینکه: در روزگاری به سر می‌بریم که ذهن، توانهای اصلی خودش را از دست داده است و توانهای باقیمانده‌اش را در راه‌ها و طریق‌هایی که به هر دلیل می‌خواهد و نیازمند است، به کار می‌گیرد. با این حال، توجه داشته باشید که ذهن در معرض انواع و اقسام مسائل کاهنده و تضعیف‌کننده است که همین توانها را هم تهدید می‌کند و کم نیست نمونه‌هایی که نشان می‌دهد امروزه کمتر ذهنی از خطر آشفتگی در امان است. گسترش بی‌حدّ و حصر فراموشی، مهر تأییدی است بر همین مطلب. فراموشی را می‌توان یکی از نمونه‌های غیرقابل انکار در موضع ضعف قرار داشتن ذهن به شمار آورد. عده‌ای فراموشی خویش را به کمبود حافظه ربط می‌دهند و می‌گذرند.
این موضوع واقعیت ندارد که دلیل فراموشی‌های عمومی، کمبود حافظه است. به فرض که چنین باشد، باید پرسید کمبود حافظه از کجاست و چه دلیلی دارد؟ غیر از این است که کمبود حافظه، خود دلیل و شاهدی دیگر بر آن چیزی است که دربارة ذهن می‌گوییم؟ حقیقت این است که ذهن امروزی یا ذهن جدید و به عبارت روشن‌تر ذهن انسان امروزی، در معرض انواع و اقسام مخاطرات قرار دارد. کمبود حافظه و فراموشی که همچون بلایی عمومی، در همه و هر جا قابل شنیدن و بلکه قابل مشاهده است، دو دریچه واضح برای اثبات همین امر است. ما می‌توانیم از دو تعبیر «سانحه» و «بحران» کمک بگیریم و بگوییم: ذهن جدید سانحه‌زده است و در بحران! وقتی در طول روز، با نمونه‌های کوچک و بزرگی از فراموشی مواجه می‌شویم، هم چیزهایی که فراموش می‌کنیم و برای دیگران یا خودمان مشکل ایجاد می‌شود، هم چیزهایی که دیگران فراموش می‌کنند و برای ما مشکل ایجاد می‌کنند. در واقع باید از مثال‌ها و نمونه‌ها و آنچه پیش می‌آید، عبور کنیم و بر سرچشمه برسیم که چیزی جز ذهن نیست و آشفتگی آن. مثالهای زیادی می‌توان زد.
امروزه کمتر کسی را می‌توان یافت که از فراموشی ننالد.نیز کمتر کسی را می‌توان یافت که از فراموش شدن چیزی، چه توسط خودش چه توسط دیگران در حق خودش، دچار ناراحتی و حتی خشم و عصبانیت و چه بسا درگیری و امثال آن نشود. وقتی تمام تلاش و توان خودتان را به‌کار می‌گیرید و خود را برسرقرار می‌رسانید و شخصی که با او قرار دارید، نمی‌آید، چه حالی پیدا می‌کنید؟ وقتی می‌شنوید که او قرار را «فراموش» کرده است، چه حالی به شما دست می‌دهد؟ یا وقتی به فی‌المثل کارگری که خانه شما را تمیز می‌کند یا راننده‌ای که از آژانس آمده است، سفارش می‌کنید که کلید را با خود نبرد و به همسایه بدهد و شما عصر به هنگام بازگشت به منزل می‌بینید که کلید داده نشده و کارگر یا راننده فراموش کرده است که آن کار را بکند، چه حسّی به شما دست می‌دهد؟ فراموشی هست و جدی هم هست ولاعلاج هم! فراموشی نقش مهمی را ایفا می‌کند و امروزه درنوعیت ما حضوری پر رنگ دارد.
منبع:http://www.ettelaat.com

کلمات کلیدی:

نوشته شده توسط محسن یزدانی زازرانی 91/7/17:: 12:55 عصر     |     () نظر

درباره
صفحه‌های دیگر
پیوندها
لیست یادداشت‌ها
آرشیو یادداشت‌ها